محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

473

اكسير اعظم ( فارسى )

حسب ماده تنقيه‌ى معده به ادويه‌ى مناسبه كنند بعد از آن در تعديل و تقويت معده كوشند مثلًا در بلغمى قى و اسهال بعد نضج ماده نمايند به نحوى كه در علاج امراض معده به بلغمى گذشت و بعده تسخين معده توجه نمايند مثل علاج شهوت كلبى بلغمى بايد كرد و گل سرخ و سنبل الطيب مصطكى عود سائيده در گلاب آميخته بر فم معده ضماد كنند و در صفراوى تنقيه‌ى آن و تعديل به ادويه‌ى مبرده بطورى كه در علاج امراض معده‌ى صفراوى گذشت بايد كرد ليكن قوت مريض را در تنقيه ملحوظ دارند اگر مساعدت نكند زنهار جرأت بدان ننمايند بلكه تعديل و تقويت معده ملاك امر شناسند . لهذا گفته‌اند كه معالجه‌ى اقسام مادى آن به غايت مشكل است بهر آنكه معده تنقيه طلب بود و ضعف قوت مانع آن گردد چنانچه شارح اسباب مىنويسد كه تنقيه در اين انواع بسيار دشوار است بهر آنكه تنقيه بدون قى و اسهال ممكن نيست و سقوط قوت و شهوت و غشى از آن منع مىكند . انطاكى گويد كه در حال غشى تدبير افاقه‌ى آن بپاشيدن آب سرد و غيره كنند و اكثر به معطسات خوشبو مثل فلفل مع نسرين انتفاع يابند و بعد اقاقه كعك در شراب ريحانى و گلاب و آب ريباس و و سيب و به و انار ممزوج به طاقات نعنع دهند و گاهى از اين شربت به آب ليمو قوام مىسازند و تنبيه شهوت در اين مرض به خوشبو كردن لحم و دفع هوا به بادكش به سوى بينى مريض نمايند و گاهى از آب‌هاى مذكوره يا بعض آن طعام مىسازند و از مجربات اين است كه سماق و ليمون و گشنيز و عود و پوست ترنج ممزوج كنند و بر لحوم و غير آن استعمال نمايند و اينكه تضميد معده به صندل و عود و سداب و عنبر كنند و گاهى در اين اطراف مىبندند و چهره به آب خلاف و گلاب و آس مىشويند . شيخ الرئيس و غير آن مىنويسند كه علاجش علاج سقوط شهوت است . و بالجمله بهر قوت و اعانت آن تا ساقط نشود و به ترنجبين اشتها واجب است كه اغذيه‌ى مشهيه‌ى خوشبو چون گوشت بزغاله و بره و ماكيان بريان كرده و فواكه خوشبو مثل سيب و به و امرود و طيوبات مشمومه كه در آن قبضى باشد مثل غاليه و مشك و مذ و عود و عنبر ببويانند . و اگر حرارت باشد كافور و گلاب و گل سرخ استشمام نمايند تا قوت مجتمع گردد و تحليل نشود و نان در شراب خوشبو تر كرده بخورانند و نبيند ريحانى بنوشانند يا تجرع كنانند و خصوصاً اگر كافور در حار مزاج و عود يا مشك در غير آن آميخته باشند و شراب سوسن نيز نفع مىكند چون سبب او حرارت نباشد و دست و پاى ببندند و منع از خواب كنند و آنچه ايشان را نفع كند اين است كه بگيرند كعك و در ميسوسن يا در نضوحات خوشبو ماليده بر معده ضماد كنند و خصوصاً در حال غشى . و ايضاً تكميد بدان نمايند و به مراهم خوشبو مثل مرهم حضور برد مرهم مورد اسفرم . و ايضاً استعمال اضمده از ادويه‌ى قلبيه‌ى خوشبو بر معده‌ى ايشان نفع مىكند و بنجورات عنبرى تبخير كنند و بر مفاصل مقويات مثل گلاب و آب آس و ميسوسن و كافور و مشك و زعفران و عود و سك و گل سرخ ضماد نمايند اگر عند حركات تحلل كثير به سبب ضعف مفاصل و تكلف آن مر حركت را به قوت عارض شود و تدبير در تسخين ابدان ايشان كنند اگر سبب برودت باشد و تبريد آن نمايند اگر سبب حرارت باشد و ظاهر است كه اگر با حرارت باشد استعمال مسنحنات از خارج جائز نبود زيرا كه اعضا را جوع بزيادتى تحليل زياده كند . و اگر چنين نباشد استعمال آن نمايند تا رطوبات را از معده جذب كند . و اگر در معده‌ى ايشان خلط صفراوى يا رقيق باشد دو ملعقه سكنجبين به يك مثقال ايارج فيقرا بدهند يا كمتر از آن اگر ضعيف باشد تا تنقيه‌ى معده نمايد . و ايضاً در صفراوى اغذيه‌ى بارد بالقوه و بالفعل مقوى فم معده مثل نان در آب انار يا سيب و مانند آن ثريد كرده بخورانند . و اگر برودت مفرط باشد ترياق و سنجرينيا و دحمرثا و معجون اصطمخيقون و جوارش به زور خورانند . مؤلف اقتباس گويد كه در حالت غشى گلاب و آب سر و به زور تمام بر روزنند و ديگر تدابير معمولى به عمل آرند و اين لخلخه ببويانند عطر عنبر و سهاگ هر يك دو ماشه زعفران كبابه عود سنبل الطيب صندل سفيد هر يك سه ماشه و ضماد مقوى معده و قلب چون گل سرخ و عود و سنبل الطيب و سك و رامك و بادرنجبويه هر يك دو درم زعفران يك درم بر معده ضماد نمايند تا به هوش آيد . و حكيم علوى خان در عشره‌ى كامله اين ضماد را از مجربات قلمى فرموده‌اند اسطوخودوس و درم زرنب سعد گل بادرنجبويه هر واحد يك مثقال دال بنوماش مقشر به شير بز سوده سه توله جندبيدستر سه ماشه زرده‌ى بيضه‌ى مرغ يك عدد عطر عنبر سه ماشه آميخته بر پيشانى و صدغين ضماد كنند و هنگام افاقه ماء اللحم ساده به شراب ممزوج دهند و بنا بر حصول نضج مواد از اينسون زرنب سنبل الطيب بيخ كرفس هر يك چهار ماشه بادرنجبويه حب النيل سفيد هر يك نه ماشه قنطوريون دقيق به سفايج صعتر هر يك هفت ماشه انجير زرد پنج عدد مويز منقى دو توله گلقند عسلى چهار توله منضج دهند و به جاى آب بر ماء العسل اكتفا ورزند و پنج شش روز دوا هر دو وقت دهند تا به زودى نضج در قار دره ظاهر گردد پس تنقيه‌ى بدن و معده نمايند به حب اسطوخودوس و شربت ليمون مسهل و در مطبوخ مذكور سناى مكى يك توله مغز خيارشنبر شش توله زنجبين چهار توله روغن بادام پنج ماشه بيفزايند و بايد كه در تنقيه ملاحظه‌ى قوت مريض